السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
661
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
به اعتبار اينكه مدلول ، لازم مفاد جمله است ، بر آن دلالت مىكند . 1 فحوا در كلمات با اضافه به خطاب ( فحوى الخطاب ) در مقابل دليل الخطاب ( - - ) دليل خطاب ) و لحن الخطاب ( - - ) لحن خطاب ) نيز به كار رفته است . مراد از فحواى خطاب - كه از آن به مفهوم موافق نيز تعبير مىشود - مفهومى است كه به اولويت از لفظ استفاده مىشود ؛ هرچند لفظ با دلالت مطابقى بر آن دلالت ندارد ، مانند حرمت كتك زدن والدين كه از حرمت گفتن « افّ » به آنان به اولويت استفاده مىشود ؛ زيرا نهى از افّ گفتن فرزند به پدر و مادر - با آنكه افّ كمترين حدّ بىاحترامى است - به طريق اولى بر نهى از كتك زدن آنان دلالت دارد 2 ( - - ) مفهوم ) . از احكام مرتبط با آن در بابهاى مختلف از قبيل صلات ، طلاق ، وكالت و قضاوت سخن گفتهاند . فحواى كلام همچون منطوق آن در مقام فهم مقصود گوينده ، نزد عقلا مورد اتكا و استناد و داراى آثار است . شارع مقدس نيز عقلا را ردّ نكرده است . در ذيل به نمونههايى از آن اشاره مىشود . 1 . تصرف در مال ديگرى بدون رضايت او حرام است . رضايت از اذن مالك به دست مىآيد ؛ خواه اذن ، مفاد صريح كلام او باشد يا از مفهوم سخنش فهميده شود . 3 2 . اگر كسى به فرزند بودن نوزادى اقرار كند ، پس از آن نمىتواند فرزندى او را انكار نمايد ؛ خواه اقرارش صريح باشد يا از مفهوم كلامش فهميده شود ، مانند آنكه كسى در مقام تبريك به او بگويد : خداوند اين فرزند را برايت مبارك گرداند و او در پاسخ بگويد آمين يا ان شاء اللَّه . 4 3 . وكيل حق ندارد ديگرى را براى مورد وكالتش وكيل بگيرد ؛ بلكه خود بايد به كار مورد وكالت اقدام كند ، مگر در صورت اذن صريح يا فحوايى به داشتن چنين حقى . اذن فحوايى مانند آنكه مورد وكالت به قدرى گسترده و زياد باشد كه عادتاً از عهدهء يك نفر بر نمىآيد و يا وكيل شأنش برتر از انجام دادن مورد وكالت باشد . 5